زندگی تشنه ی آغوش تو و مرگ من است
بی تو هر ثانیه اش بر سرم آوار شده ...
چشم بر هم زدی و قلب جهان باز گرفت ...
یک جهان مُرده چرا پشت تو بیدار شده ؟؟؟
عابری از غزلم می گذرد ... می گوید :
می شود حس نکنی قافیه تکرار شده !
تو که با گریه ی خود رفتی و من خندیدم
گفته بودی که خدا ... از تو ... نگهدار ... شده !
.
.
.
بعد تو مردن خود را به دو چشمم دیدم ...
رفتی و مردن من سوژه ی اخبار شده !!!
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 99