شعر قهوه چی میلاد فرحمند

خرید بک لینک

دنیا چه بود جز غم بسیار قهوه چی
چای و غزل، دو پاکت سیگار قهوه چی

اینجا کسی که یکه و تنها نیامده است؟
شالِ سفید و دامن گلدار قهوه چی؟

قلیان بزن! و با غم و اندوه در سرش
پر کن فقط عصاره خوانسار قهوه چی

وقتی مرور می کنم آن خاطرات را
خون میچکد از این دل خونبار قهوهچی

آن بعد از ظهر شوم که افکار در سرم
آغشته بود با غم سرشار قهوه چی

او دیر کرده یا زده زیر قرارمان؟
ساعت گذشت از سه و از چار قهوه چی

#میلاد_فرحمند

+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 16:0 توسط میلاد فرحمند یعقوبی پور  | 

میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...

ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 15:11

صفحه بندی