توی خاک و خانه ام از هر طرف سر می رسد
درد اول تا نرفته درد دیگر می رسد
جبر یعنی کشورت زنجیر غم باشد مدام
تو مصر باشی که آری! غم به آخر میرسد!
گرچه از هر پنجره بیرون میاندازی ولی
داغهای بدتری بیوقفه از در میرسد
هیچ حرفی نیست وقتی جنگ لب وا میکند
از تعفن طعم خونبارش مکرر میرسد
کدخدا دشمن کجا بود از خودیها میخوریم
روی کتفم جا کم آمد بس که خنجر میرسد
هر که آمد قسمتی از سهم ما را برد، چون
وعده اش این بود: «فردا روز بهتر می رسد»
تف به چشمانم که اینها را تماشا کردهام
شاعرم، زورم فقط تا برگ دفتر میرسد
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 77