چشم من و ابر شبیه هم اند
شهر شمالیست که بارانی ام
بی تو پناهم شده در عمق چاه
یوسف این شعرم و کنعانی ام
داغ به جانم زده این بیت شعر
خودکشی ِ عقرب آبانی ام ...
رفتی و من چله نشین ات شدم
دیر زمانیست که زندانی ام ...
صفر پس از خط ممیز شدم
هیچم ومطلق که نمیخوانی ام
مهره ی مارم که شده بی اثر
در به در این غم طولانی ام ...
باد مرا دید به خود شرم داشت
بعد تو من واژه ی طوفانی ام
#میلاد_فرحمند
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 98