وقت رفتن غزل از جنس خداحافظی و ... بی هوا گریه شدم قرنیه ها ریخت بهم میلاد فرحمند

خرید بک لینک
حرف تازه نزدی حال و هوا ریخت بهم
نفسم باز گرفت کل فضا ریخت بهم

وقت رفتن غزل از جنس خداحافظی و ...
بی هوا گریه شدم قرنیه ها ریخت بهم

گفته بودم که نرو شهر پر از گرگ شده ...
با چنین نسل عجیب راز بقا ریخت بهم

رفتی و راهی ِ هر کوچه خیابان شده ای
من به دنبال توو قطب نما ریخت بهم

بعد تو خانه ی ما کلبه ی احزان شده بود
سقف پوشالی این خانه ی ما ریخت بهم

حافظ از یوسف من در دل فالم می گفت
نا گهان پیرهن و چشم و عصا ریخت بهم


برچسبها: وقت رفتن غزل از جنس خداحافظی و, بی هوا گریه شدم قرنیه ها ریخت بهم میلاد فرحمند
نوشته شده توسط میلاد فرحمند یعقوبی پور در ساعت 13:24 | لینک |
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...

ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال می‌کنید

برچسب: خداحافظی, نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 15:06

صفحه بندی