شکلی تراشیده ست اندامش انگار در دوران سلجوقی میلادفرحمند

خرید بک لینک
لب های بی رنگش اناری شد
با جنبشاش بازیچه شد افکار
دیوان ناخواناست هر سَطرش
رفتار هایش مخزن الاسرار

اندیشه هایش رسم آزادی
بر صفحه ی ناجور این دنیا
از فرض هایی کهنه می سازد
مفهوم بی تکرار ... بی تکرار

طغیان گری در دسته ی موهاش
این روز ها در باد می رقصد
دشتی رها از آتشی سوزان
گیسو طلایی مثل گندم زار

در طاق ابرو هاش زیبایی
آن قدر با دقت بنا شد که
الهام می گیرند از طرحش
نقاش ها و چند صد معمار

گاهی نگاهم می کند گاهی ...
بی اعتنایی می کند با من
هر جور باشد بیست می گیرد
چشمان او بی کسر و بی اعشار

باید کسی باشد که بنویسد
چون لحن او موزون و پر معناست
از حرف هایش می شود برداشت
منظومه ای از بهترین اشعار

میدان جنگی با خودش دارد
یک سرزمین در زیر پیراهن
تا دکمه هایش انتحاری شد
بر دل اصابت کرد آتشبار

شکلی تراشیده ست اندامش
انگار در دوران سلجوقی
استاد کاری خبره می سازد
گنجینه ای از برترین آثار

می خواهم از دامش رها باشم
اما نه انگاری که ممکن نیست
روح هنرمندی که دارم را
لبخند هایش کرده استعمار


#میلاد_فرحمند

میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...

ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 20:08

صفحه بندی