پیغمبری در این رسالت پیر بودم میلادفرحمند

خرید بک لینک
احساس می کردم به تو زنجیر بودم
من اتفاقی خوب اما دیر بودم

گفتی برایت شاعری دیوانه باشم
در شعر نصرت تا تو در تغییر بودم

(با من بودن خوب است
من می سرایمت
نصرت رحمانی)

می خواستم که فاتح ات باشم وَ هر روز
بر روی تیزی های هر شمشیر بودم

آهوی زیبایم تو را می خواستم که
در ازدحام حمله های شیر بودم

با تو برایم زندگی بی مرز می شد
حتی زمانی که کمی دلگیر بودم

مُردم نشد تا مذهب تو عشق باشد
پیغمبری در این رسالت پیر بودم


#میلاد_فرحمند

@MILAD_F_Y

میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...

ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 20:08

صفحه بندی