گفتم ای یار
مرا تا به کجا
می خواهی که قسم خوردی و گفتی به خدا
می خواهی بغض چشمان ترم که پا به ماه است، بگو
زاده ی ِ ، یک پسر سر به هوا
می خواهی بنشین تا غزلی تازه بخوانم نروی
مرگ من را به چه قیمت وَ چرا
می خواهی مادرم روز و شب از حال بدم
می پرسد
این چه عشقیست که به زور دعا می
خواهی از شب هلهله در خانه ی تان ترسیدم
بر لبت بله ی آخر وَ شما ... می خواهی؟
روز و شب در به در هر چه توهم زدنم
اینکه یکبار دگر باز مرا می خواهی
چند سالی ست از این خاطره ها می گذرد
دل خوش باور من
باز بلا می خواهی
عشق ، یک عمر فقط از تو نوشتم حالا
عاشقی خسته دل و بی سرو پا می خواهی... میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 97
تاريخ: شنبه
20 بهمن
1397 ساعت: 20:08