شهر من قحطی انسانِ ... فراوان دارد دشتمان خنده ی بی وقفه ی چوپان دارد

خرید بک لینک

شهر من قحطی انسانِ ... فراوان دارد
دشتمان خنده ی بی وقفه ی چوپان دارد

آنکه در باور خود مثل مترسک مانده ...
باغ آفت زده ای بود که باران دارد

عمر و عاصی شده بودید و نمی فهمیدم
بر سر نیزه قسم خوردن قرآن دارد ..؟

حال یخ کرده ی دنیای شما دیدن داشت
فصل تکراری بوران که زمستان دارد ...

قحطیِ دوستی و لطف شما خواهد بود
بس که دستان شما بوی بیابان دارد

شاعری که همه ی عمر دلش غمگین بود
بر سر سفره ی خود حسرت یک نان دارد ...

#میلاد_فرحمند


برچسبها: شهر من قحطی انسانِ, فراوان دارد دشتمان خنده ی بی وقفه ی چوپان دارد
نوشته شده توسط میلاد فرحمند یعقوبی پور در ساعت 22:56 | لینک |
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...

ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 15:06

صفحه بندی