واژهی طوفانی/ میلاد فرحمند

خرید بک لینک

گیر غم و ورطهی ویرانیام

منتظر ضربهی پایانی ام

چشم من و ابر شبیه هماند

شهر شمالیست که بارانیام

بی تو پناهم شده در عمق چاه

یوسف این شعرم و کنعانیام

داغ به جانم زده این بیت شعر

خودکشی عقرب آبانی ام...

رفتی و من چله نشینات شدم

دیر زمانیست که زندانیام

صفر پس از خط ممیز شدم

هیچم و مطلق که نمیخوانیام

مهرهی مارم که شده بی اثر

در به در این غم طولانیام

باد مرا دید به خود شرم داشت

بعد تو من واژهی طوفانی ام

#و_لنگرودی_خیس

میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...

ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36

صفحه بندی