کودک که بودن آرزو را سر بریدم
با وعدههای پوچ هی قلک خریدم
از راه آزادی گذشتم تا به تبعید
وقت غروبش نیست خورشید امیدم
حالا که شعرم رنگی از تبعیض دارد
من اعتراض رفتگر ها را شنیدم
من اول راه سکوتی ساده هستم
حالا فقط قسمت نشد تا لحظهای دم
برآورم تا بشکنم قفل سکوتم
از این شکستن من به فریادی رسیدم
اصلا اگر این زندگی دریا و آب است
بستم تمام آب را من هم یزیدم
از کودکی یک خاطره در ذهن من ماند
وقتی به تو گفتم شتر دیدم ندیدم
#و_لنگرودی_خیس
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 121