بیهوده/ میلاد فرحمند

خرید بک لینک

لحن سکوتم واژه هایم لال... بیهوده

نوروز آمد؟ یا رسیده سال... بیهوده

با خاطره هر شب نشستن زندگی کردن

عطر تو و لاک تو و یک شال... بیهوده

بیهوده یعنی یک خیال پوچ و وهم انگیز

دیوان حافظ پشت هم، هی فال... بیهوده

مثل مترسک یا شبیه دلقکم، شاید...

ببرم میان میلهها... بنگال... بیهوده

در امتداد وحشت پاییز می افتم

مثل ته سیگار تو، پامال... بیهوده

عین خودم مثل همین تنهایی ممتد

طوفان فریادن و قیل و قال بیهوده

حالا شکوفه، سبز، اما باورم پاییز

نوروز آمد؟ یا رسیده سال... بیهوده

#و_لنگرودی_خیس

میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...

ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36

صفحه بندی