
وقت رفتن غزل از جنس خداحافظی و ... بی هوا گریه شدم قرنیه ها ریخت بهم...
ادامه مطلب
حرف تازه نزدی حال و هوا ریخت بهمنفسم باز گرفت کل فضا ریخت بهم وقت رفتن غزل از جنس خداحافظی و ...بی هوا گریه شدم قرنیه ها ریخت بهم گفته بودم که نرو شهر پر از گرگ شده ...با چنین نسل عجیب راز بقا ریخت بهم رفتی و راهی ِ هر کوچه خیابان شده ایمن به دنبال ت...
ادامه مطلب