
دنیا چه بود جز غم بسیار قهوه چیچای و غزل، دو پاکت سیگار قهوه چیاینجا کسی که یکه و تنها نیامده است؟شالِ سفید و دامن گلدار قهوه چی؟قلیان بزن! و با غم و اندوه در سرشپر کن فقط عصاره خوانسار قهوه چیوقتی مرور می کنم آن خاطرات راخون میچکد از این دل خونبار قهوهچیآن بعد از ظهر شوم که افکار در سرمآغشته بود با غم سرشار قهوه چی او دیر کرده یا زده زیر قرارمان؟ساعت گذشت از سه و از چار قهوه چی #میلاد_فرحمند + نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 16:0 توسط میلاد فرحمند یعقوبی پور |&nbs...
ادامه مطلب